تبلیغات
بی نام...
 
دوشنبه 5 مرداد 1394 :: نویسنده : MKGBest



هرچه آید به سرم باز بگویم گذرد
وای از این عمر که با میگذرد میگذرد





نوع مطلب : جملات عاشقانه، جملات فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 مرداد 1394 :: نویسنده : MKGBest

خداست که شما را از آن تاریکی‌ها نجات می دهد (گاهی که او را به تضرع و زاری و از باطن قلب می‌خوانید) و از هر اندوهی می‌رهاند، باز هم به او شرک می‌آورید!

 انعام آیه ۶۴




نوع مطلب : آیات زیبا، 
برچسب ها : خداست که شما را از آن تاریکی‌ها نجات می دهد (گاهی که او را به تضرع و زاری و از باطن قلب می‌خوانید) و از هر اندوهی می‌رهاند، باز هم به او شرک می‌آورید! انعام آیه ۶۴،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest

- یزد، چهار راه مهدیه
- تیـــــــــــر ماه 1392
- ســـــــــــاعت 3:20

عکس: دوست خوبم...
Subject & Edit: MKG




نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها : چهار راه مهدیه - تیـــر ماه 1392 - ســـاعت 3:20 عکس: دوست خوبم... Subject & Edit: MKG،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest

عید سعید فطر مبارک
طاعات و عبادات مورد قبول درگاه خق

________________________________________





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest

روحانی و ظریف مچکریم...

جان کری: ظریف، سرسخت، حرفه ای و وطن پرست است...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest


یکی همیشه هست که عاشق منه   
نگام که می کنه پلک نمی زنه   

تنهاست خودش ولی تنهام نمی زاره
دریا که چیزی نیست عجب دلی داره

با گریه هام میاد غم هام و حل کنه   
نزدیک میشه تا من و بغل کنه   
.
.
.





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest

شهادت حضرت علی (ع) تسلیت باد



حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین ، علی (ع) سرودند که شاه بیت آن این بود :         

حاجب اگر محاسبه حشر با علیست
 من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن!

 همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند :
 اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم!

حاجب عرض میکند :
یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست!

حضرت علی(ع) میفرماید پس بیت آخرت را اینگونه بنویس :

 حاجب اگر محاسبه حشر با علیست
شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن ...




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین، علی (ع) سرودند که شاه بیت آن این بود : حاجب اگر محاسبه حشر با علیست منضامنم که هر چه بخواهی گناه کن! همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند : اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم! حاجب عرض میکند : یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست! حضرت علی(ع) میفرماید پس بیت آخرت را اینگونه بنویس : حاجب اگر محاسبه حشر با علیست شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن ...،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 14 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 9 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest



نخستین شب از مراسم سالروز ارتحال حاج سید جواد حیدری شب گذشته باحضور پرشور مردم در مسجد برخوردار یزد برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام و المسلمین شاه آبادی به سخنرانی پرداخت.


مرحوم حاج سید جواد حیدری از روحانیون مردمی شهر یزد، 14 تیرماه سال گذشته پس از تحمل یک دوره بیماری دار فانی را وداع گفت و مراسم تشییع وی با حضور حدود 70 هزار نفر از مردم روزه دار برگزار شد.







نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : نخستین شب از مراسم سالروز ارتحال حاج سید جواد حیدری شب گذشته باحضور پرشور مردم در مسجد برخوردار یزد برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام و المسلمین شاه آبادی به سخنرانی پرداخت.،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 تیر 1394 :: نویسنده : MKGBest




سید عبدالکریم کفاش شخصی بود که مورد عنایت ویژه امام زمان (عج) قرار داشت و حضرت دائماً به او سر می زد. روزی حضرت به حجره کفاشی او تشریف آوردند در حالی که او مشغول کفاشی بود. پس از دقایقی حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم، کفش من نیاز به تعمیر دارد ، برایم پینه می زنی؟»
 سید عرض کرد: آقاجان به صاحب این کفش که مشغول تعمیر آن هستم قول داده ام کفش را برایش حاضر کنم، البته اگر شما امر بفرمائید چون امر شما از هر امری واجب تر است، آن را کنار می گذارم و کفش شما را تعمیر می کنم. حضرت چیزی نگفتند و سید مشغول کارش شد.
 پس از دقایقی مجدداً حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم! کفش من نیاز به تعمیر دارد، برایم پینه می زنی!؟»
سید کفشی را که در دست داشت کنار گذاشت، بلند شد و دستانش را دور کمر مبارک حضرت حلقه زد و به مزاح گفت : قربانت گردم اگر یک بار دیگر بفرمایید "کفش مرا پینه می زنی" داد و فریاد می کنم آی مردم آن امام زمانی که دنبالش می گردید، پیش من است، بیایید زیارتش کنید !
حضرت لبخند زدند و فرمودند: «خواستیم امتحانت کنیم تا معلوم شود نسبت به قولی که داده ای چقدر مقید هستی.» (کتاب روزنه هایی از عالم غیب؛ آیت الله سید محسن خرازی)

ارسالی: آشنا




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
بی نام...
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : MKGBest
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :